این روزها از بس کارهای جالب انجام میدی من همش در حال جیغ و ذوق هستم بعضی وقتا انقدر توی بغلم فشارت میدم که خودم میترسم خوشحالم که تو هم درک میکنی و اجازه میدی اینجوری بغلت کنم،آخه هر کی(جز من و بابا) محکم بوست کنه جیغ میزنی و فرار میکنی. دیروز مامان جون میگفتن:چرا من هرچی آرتینو نگاه میکنم سیر نمیشم؟ قدر مامان جون و بابا جونات رو بدون خیلی دوستت دارند.من توی زندگیم زنی به صبوری و سادگی و خوبیه مامانم ندیدم، این نظر من تنها نیست و هر کسی مامان جونو میشناسه همین نظرو داره. باباجون هم خیلیییییی مهربونه و هر کاری از دستشون بر بیاد برای ما انجام میدن و همیشه ما رو شرمنده ی محبتشون میکنن. خدا سایه ی بزرگترها رو از سرمون کم نکنه که نعمت خیلی...